کاش وقتي زندگي فرصت دهد گاهي از پروانه ها يادي کنيم کاش بخشي از زمان خويش را وقت قسمت کردن شادي کنيم کاش وقتي آسمان باراني ست از زلال چشمهايش تر شويم وقت پائيز از هجوم دست باد کاش مثل پونه ها پرپر شويم
نوشته شده توسط سعید در 87/06/25 ساعت 2:15 موضوع | لینک ثابت
عشق من تو باش نه براي اينکه در اين دنياي بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنياي بزرگ تنهاييم تنها ترين باشي
نوشته شده توسط سعید در 87/06/25 ساعت 2:14 موضوع | لینک ثابت
کی گفته ام این درد جگر سوز دوا کن؟ برخیز و مرا با دل سرگشته رها کن ما را ز تو، ای دوست! تمنّای وفا نیست تا خلق بدانند که یاریم، جفا کن هر شام به همراه دلارام به هر بام در بستر مهتاب بیارام و صفا کن چون باد صبا با تن هر غنچه بیامیز چون غنچه بَرِ باد صبا جامه قبا کن آمیختنت با من اگر هست خطایی برخیز و مپرهیز و شبی نیز خطا کن مستم به یکی بوسه ی شیرین کن و، زان پس خود دانی و... بیهوده چه گویم که چها کن! تا خون دلت غم ببرد از دل ِ سیمین ای تک، بدان پنچه ی بُگـْشوده دعا کن
نوشته شده توسط سعید در 87/06/25 ساعت 2:12 موضوع | لینک ثابت
به بالينم نيا اندوه من مسري است ميگيري كبوتر جان
و خيلي زود تر از انچه تقدير است ميميري كبوتر جان
مدارايم نكن، داروي من مرگ است، مي ميرم، نياگفتم
نياگفتم مگر از اشتياق زندگي سيري كبوتر جان
اگر من قسمتم ديوانگي بود عاشقش بودم، همين خوب است
ولي آيا تو هم در بودنت با عشق درگيري كبوتر جان؟
چرا گلوازه هاي هستي ات را ميكني پر پر مگر مستي؟
چرا پيمانه پيمودي در اين پيمانه سر پيري كبوتر جان
بيا تا خط پرواز را با هم بنوشيم از خم خورشيد
بيا اين بهتر است، ايمان من مسري است ميگيري كبوتر جان
عليرضا قاضي مقدم
نوشته شده توسط محسن در 87/06/22 ساعت 0:18 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
POWERED BY