در این ساحل و در میان ماسه و کف،
برای همیشه گام برمیدارم.
مدّ جا پای مرا محو خواهد کرد
و باد، کف را از میان خواهد برد
لیک دریا و ساحل،
تا ابد خواهند ماند.
--
خداوندا!
مرا شکار شیر کن پیش از آن که خرگوشی شکار من شود.
خانه ام به من گفت:
از من دور مشو زیرا گذشته ی تو در من بسر میبرد.
راه به من گفت:
پشت سر من بیا زیرا من آینده ی تو هستم.
اما من به خانه و راه،
به هر دو گفتم:
نه گذشته ای دارم و نه هیچ آینده ای.
اگر اینجا بسر برم در پس ماندنم رفتنی هست.
و اگر بروم ، در پس رفتنم ماندنی هست.
زیرا تنها عشق و مرگ می توانند هر چیزی را دگرگون سازند.
چگونه ایمان خود را برای زنده ماندن از دست دهم؟
من می دانم که رویای آنان که بر پر می خوابند زیباتر از رویای آنان که بر زمین می خوابند نیست.
و عجیب تر آنکه ، هنگامی که از اندوه شکایت کنم!
زیرا لذت خود را در آن می یابم!
--
هفت بار خویشتنم را حقیر و کوچک پنداشتم:
آن هنگام که ذلّت را بر تن میکرد تا بالاتر رود.
و آن هنگام که در برابر اخلاص دیگران پرواز می کرد.
و آن هنگام که از مین دشوار و آسان ، آسان را انتخاب کرد.
و آن هنگام که مرتکب گناهی شدم و او برای تسلّی خاطر گفت:
((دیگران نیز چنین گناهی را انجام می دهند.))
و آن هنگام که متوجّه سستی و ناتوانی او شدم اما شکیبایی را به قدرت نسبت داد.
و آن هنگام که نقاب زشتی را بر چهره انداخت.
و آن هنگام که آواز مدح و ستایش را خواند و آن را فضیلت با ارزش پنداشت.
--
هرگاه سروده ی زیبایی بخوانید،
شنونده ای خواهید یافت
حتی اگر در دل صحرا باشید.
جبران خلیل جبران
نوشته شده توسط محسن در 87/09/09 ساعت 23:26 موضوع | لینک ثابت
امروز که محتاج توأم جای تو خالیست
فردا که بیایی به سراغم نفسی نیست
گمگشته ی تو گشتم آهی ز دم آمد
کین دولت گمگشته را, باز صدا نیست
برگرد...........![]()

(شعرش از خودم و بابا بزرگم بود)
نوشته شده توسط عباس در 87/07/04 ساعت 18:21 موضوع | لینک ثابت
سلام...
من امروز خیلی غمگینم و ناراحت.......
, هیچکس دردمو نمی فهمه, هیچکس.......
اومدم اینجا شاید شماها درک کنید, وگرنه من .......................
همین, اگه کسی می تونه دردای منو بفهمه به آی دی من PM بده, خواهش.......
آی دی من : extraworld_007
دلم براتون تنگه.................................![]()

نوشته شده توسط عباس در 87/07/04 ساعت 17:41 موضوع | لینک ثابت
کاش وقتي زندگي فرصت دهد گاهي از پروانه ها يادي کنيم کاش بخشي از زمان خويش را وقت قسمت کردن شادي کنيم کاش وقتي آسمان باراني ست از زلال چشمهايش تر شويم وقت پائيز از هجوم دست باد کاش مثل پونه ها پرپر شويم
نوشته شده توسط سعید در 87/06/25 ساعت 2:15 موضوع | لینک ثابت
عشق من تو باش نه براي اينکه در اين دنياي بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنياي بزرگ تنهاييم تنها ترين باشي
نوشته شده توسط سعید در 87/06/25 ساعت 2:14 موضوع | لینک ثابت
کی گفته ام این درد جگر سوز دوا کن؟ برخیز و مرا با دل سرگشته رها کن ما را ز تو، ای دوست! تمنّای وفا نیست تا خلق بدانند که یاریم، جفا کن هر شام به همراه دلارام به هر بام در بستر مهتاب بیارام و صفا کن چون باد صبا با تن هر غنچه بیامیز چون غنچه بَرِ باد صبا جامه قبا کن آمیختنت با من اگر هست خطایی برخیز و مپرهیز و شبی نیز خطا کن مستم به یکی بوسه ی شیرین کن و، زان پس خود دانی و... بیهوده چه گویم که چها کن! تا خون دلت غم ببرد از دل ِ سیمین ای تک، بدان پنچه ی بُگـْشوده دعا کن
نوشته شده توسط سعید در 87/06/25 ساعت 2:12 موضوع | لینک ثابت
به بالينم نيا اندوه من مسري است ميگيري كبوتر جان
و خيلي زود تر از انچه تقدير است ميميري كبوتر جان
مدارايم نكن، داروي من مرگ است، مي ميرم، نياگفتم
نياگفتم مگر از اشتياق زندگي سيري كبوتر جان
اگر من قسمتم ديوانگي بود عاشقش بودم، همين خوب است
ولي آيا تو هم در بودنت با عشق درگيري كبوتر جان؟
چرا گلوازه هاي هستي ات را ميكني پر پر مگر مستي؟
چرا پيمانه پيمودي در اين پيمانه سر پيري كبوتر جان
بيا تا خط پرواز را با هم بنوشيم از خم خورشيد
بيا اين بهتر است، ايمان من مسري است ميگيري كبوتر جان
عليرضا قاضي مقدم
نوشته شده توسط محسن در 87/06/22 ساعت 0:18 موضوع | لینک ثابت
وای که چقدر تنها بودن و بی تو بودن سخته...
کاش کنارم بودی و می دیدی که بدون تو دیگه صدام در نمی آد, غمگینم...
کاش بودی که این سختیا تموم شه...
چه لحظه ی بزرگیه لحظه ی برگشتن تو.......
برگرد برگرد برگرد برگرد برگرد
نوشته شده توسط عباس در 87/06/14 ساعت 22:48 موضوع | لینک ثابت
ميدانم كه باز خواهي گشت..... ميدانم!!
به ياد لحظات خوش انتظار و تنهايي...
به ياد تو و تقديم به تو....
نوشته شده توسط محسن در 87/06/14 ساعت 16:24 موضوع | لینک ثابت
دوست داشتن درست مثله ايستادن توي سيمان خيسه .
هرچقدر بيشتر توش بموني سخت تر جدا ميشي
و اگر هم بتوني ازش بيرون بياي ،
حتما ردپات باقي ميمونه!!!

نوشته شده توسط عباس در 87/06/14 ساعت 2:4 موضوع | لینک ثابت

آيا در اين دنيا كسي هست بفهمد
كه در اين لحظه چه مي كشم ؟ چه حالي دارم ؟
چقدر زنده نبودن خوب است . خوب خوب خوب خوب خوب خوب
چه شب خوبيست امشب
همه دنيا در خواب رفته است ومن تنها بيدارمانده ام
نمي دانم چه كاري دارم !!!
"علي شريعتي"
نوشته شده توسط عباس در 87/06/14 ساعت 1:55 موضوع | لینک ثابت
چقدر دلم مي خواست يه شب من و تو تنها ميشديم
آنقدر كوچيك بود دنيا كه فقط توش جا ميشديم
ليلي يه شب جراتش رو ميداد امانت دست تو
اونوقت تا آخر عمر راهي صحرا ميشديم
اگر ما اونجوري بوديم نيازي به قايق نبود
آروم سوار موجهاي بلند دريا ميشديم
چقدر دلم ميخواست همه حسرت مونو بخورن
مثال عاشقا واسه تموم دنيا ميشديم
چقدر دلم ميخواست ديگه من و تو در ميون نبود
همديگر رو ميبوسيديم و تا ابد ما ميشديم
چقدر دلم مي خواست دلت پيش كسي نبود
حتي اگه يه مدتي تنهاي تنها ميشديم
نوشته شده توسط محسن در 87/06/13 ساعت 17:44 موضوع | لینک ثابت
امشب گريه ميكنم. گريه ميكنم براي تو، براي خودم، براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن نتونستن.
براي تموم اون چيزي كه خواستي و نبودم، خواستم و بودي.
امشب گريه ميكنم به وسعت بيشه، به وسعت دل عاشق. براي تو...براي تو.....
و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيديم و هنوز شكست نخورديم...

نوشته شده توسط محسن در 87/06/13 ساعت 17:42 موضوع | لینک ثابت
با ياد تو بهترين دوست من
بهترين خاطره من
وقتي به تو فكر ميكنم
اشكام ميشن روونه
از يادت آتيش ميگيره باز اين دل ديوونه
عكست رو وقتي ميبينم بغض گلومو ميگيره
چند روزيه كه بد جوري دلم هواتو كرده
تو خاطرات ذهن من دنبال تو ميگرده
دنبال تو با خنده هات دنبال مهربونيات
مياد ولي نميرسه نميرسه به گرد پات
ديدن خاطرات دور كار شب و روز منه
كاري كه آسونه ولي آتيش به جونم ميزنه
تو آسمون هر شبم تو تك ستاره مني
واسه گلهاي نيمه جون تولد دوباره اي
خدا كنه يه روزي باز تو رو كنارم ببينم
باز از وجود سبز تو گلهاي شادي بچينم
بازم بگيم، بخنديم و پشت و پناه هم باشيم
واسه روزاي بي كسي، چراغ راه هم باشيم
تنگه دلم براي تو قدر هزار تا آسمون!
نوشته شده توسط محسن در 87/06/13 ساعت 14:50 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
POWERED BY